
چند سالی است که برخی از مسئولان در محافل مختلف سیاسی و رسانهها، از افزایش ظرفیت رشتههای پزشکی و پیراپزشکی گلایه میکنند
چند سالی است که برخی از مسئولان در محافل مختلف سیاسی و رسانهها، از افزایش ظرفیت رشتههای پزشکی و پیراپزشکی گلایه میکنند و این اقدام [افزایش ظرفیت] را مخل سلامت جامعه میدانند و هرگاه دلیل این مخالفت را جویا میشویم، از نبود زیرساخت و امکانات مناسب آموزشی صحبت به میان میآورند و افزایش ظرفیتها را مرتبط میدانند به کاهش کیفیت آموزش؛ این در حالی است که کمبود پزشک و پرستار، بیش از کیفیت آموزشی بر سلامت جامعه تأثیر گذاشته است.
سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس پیشتر از کمبود ۱۲ هزار پزشک در ایران خبر داده بود. حال سوال اینجاست که مسئولان امر تا کی میخواهند با افزایش ظرفیت رشتههای پزشکی و پرستاری، به بهانه نبود زیرساخت و امکانات آموزشی مخالفت کنند؟
آیا وقت آن نرسیده است که با مردم روراست باشیم و این کمبودها را به گردن مهاجرت این قشر تلاشگر نیندازیم؟ مگر غیر از این است که ظرفیت فعلی دانشگاهها با نیاز فعلی جامعه همخوانی ندارد و دلیل اصلی کمبود پزشک و پرستار در جامعه، نبود ظرفیت کافی در دانشگاهها است و نه مهاجرت!؟
هرچند که نگارنده نیز بر این باور است که افزایش ظرفیت رشتههای پزشکی و پیراپزشکی میتواند بر کیفیت آموزش تأثیر منفی بگذارد، اما نمیتوان کمبود کادر درمان و تأثیر آن را نیز بر سلامت جامعه نادیده گرفت.
به گفته رئیسکل سازمان نظام پرستاری، هماکنون با کمبود بیش از ۱۰۰ هزار نفری پرستار مواجه هستیم و این کمبودها مستقیماً بر کیفیت خدمات درمانی در بیمارستانها و مراکز درمانی تأثیر گذاشته است.
اضافهکاریهای اجباری، شاخص غیراستاندارد «نسبت پرستار به تخت»، شیفتهای سنگین و همچنین افت کیفیت خدمات درمانی از جمله مشکلاتی است که به دلیل کمبود نیروی درمانی رخ داده.
آیا وقت آن نرسیده است که از ظرفیت دانشگاههای خصوصی و نیمهدولتی به نفع رفع این کمبودها استفاده کنیم؟
در بسیاری از کشورها، دانشگاههای خصوصی و مشارکت با بخش خصوصی توانستهاند مشکلات مشابه را برطرف کنند و نیروی انسانی موردنیاز نظام سلامت را تأمین نمایند. چرا ما از این ظرفیت غافل ماندهایم؟ از سوی دیگر، عدم شفافیت در سیاستگذاریها و بیتوجهی به نظرات کارشناسی موجب شده است که مشکلات نظام سلامت روزبهروز پیچیدهتر شود.
اگر زیرساخت کافی برای تربیت نیروی متخصص وجود ندارد، چه اقداماتی برای توسعه این زیرساختها صورت گرفته است؟ آیا بودجههای لازم تخصیص داده شده یا تنها به ارائه آمار و گزارشهای بدون پشتوانه اکتفا شده است؟ بهجای پاک کردن صورتمسئله، بهتر است با دیدی واقعبینانه به سراغ حل مشکلات رفت.
استفاده از فناوریهای نوین آموزشی، تقویت آموزش مجازی، همکاری با بخش خصوصی و حمایت از نیروی انسانی موجود، میتواند بخشی از راهحلها باشد. در غیر این صورت، بحران کمبود پزشک و پرستار نهتنها رفع نخواهد شد، بلکه آینده نظام سلامت کشور را نیز با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد.
امید است مسئولان مربوطه بهجای اتکا به بهانهها، گامهای عملی در جهت رفع این چالشها بردارند تا جامعه از خدمات درمانی شایستهتری بهرهمند شود.